شاخص کارآفرینی و مدیریت کسب وکار

/, کارآفرینی/شاخص کارآفرینی و مدیریت کسب وکار

شاخص کارآفرینی و مدیریت کسب وکار

کسب و کار کوچک، با حداقل یکی از شاخص‌های کارآفرینی و مدیریت کسب وکار  زیر شناخته می‌شود:۱ -تعداد کارکنان کم (شاید کمتر از ۲۰ نفر) و ظرفیت پایین برای ایجاد اشتغال۲ -کارآفرینی با سرمایه کم ۳-سن کم (در دوران تولد و رشد اولیه) ۴-سرمایه گذاری اولیه پایین (به نسبت عرف صنعت خودش)همچنین مستقل از ساختار مالکیت شرکت (دولتی یا خصوصی بودن)‌ فرض می‌کنیم که دست مدیران کسب و کار در تصمیم گیری و اجرا تا حدی باز است و گرفتار قواعد سفت و سخت سازمان‌های بزرگ نیستند.با توجه به موارد فوق، بحث کارآفرینی و کسب و کار کوچک در متمم، تا حد زیادی با تعریفی که از استارت آپ در متمم پذیرفته‌ایم، تطبیق دارد:تفاوت کسب و کار کوچک با سایر کسب و کارها چیست؟در زمینه کسب و کارهای کوچک و تفاوت آنها با کسب و کارهای بزرگ، می‌توان به نکات زیادی اشاره کرد.اما مهم‌ترین تفاوت کسب و کارهای کوچک با کسب و کارهای بزرگ (لااقل در بحث ما) این است که بخش قابل توجهی از نظریه های مدیریتی و ابزارهای مدیریتی که در مورد سازمان‌های بزرک توصیه و تجویز می‌شوند، در سازمان‌های کوچک و برای سالهای اولیه فعالیت کارآفرینان قابل استفاده نیستند.نقش و اهمیت کسب و کارهای کوچک در اقتصاد کشورها احتمالاً با دیدن این تیتر، به خودتان می‌گویید: سراغ بحث‌های کلیشه‌ای و تکراری در کارآفرینی رفته ایم. وگرنه، چنین بحث‌هایی برای یک کارآفرین که کسب و کار کوچکی را خلق کرده یا مدیریت می‌کند چه کاربردی دارد؟آشنایی با نقش و سهم کسب و کارهای کوچک در اقتصاد ملی باعث این موضوع می‌شود که:کارآفرینان و فعالان در کسب و کارهای کوچک،  احساس و دید بهتری نسبت به فعالیت خود داشته باشند  و بتوانند در همکاران و کارکنان و اعضای تیم خود نیز، احساس بهتری را ایجاد کنند. بسیاری از کارآفرینان، فکر می‌کنند که کوچک بودن کسب و کار یک مرحله‌ی نامطلوب اما ضروری است که باید آن را مانند درد زایمان تحمل کرد تا بتوانند پا به دنیای کسب و کارهای بزرگ بگذارند. در حالی که کوچک بودن و حتی کوچک ماندن می‌تواند یک انتخاب باشد. ضمن اینکه کسب و کارهای کوچک بخش ارزشمندی از اقتصاد کشورها هستند و فعالیت در آنها می‌تواند کاملاً افتخار آمیز و غرورآفرین باشد.

شاخص کارآفرینی

شاخص کارآفرینی جهانی ، نگاه دقیق به سلامتی اکوسیستم های کارآفرینی ملت‌ها را فراهم می کند. یک روش شاخص را ایجاد شده است که شرایط چارچوب کارآفرینی ملت‌ها را با نگرش‌ها، توانایی ها و آرمان های کارآفرینی در سطح مجزا مرتبط می کند. شاخص ترکیبی ابزارهای سیاست گذاران را برای فهم نقاط قوت و ضعف های کارآفرینی کشورهای خود می دهد و به این ترتیب آنها را قادر به اجرای سیاست هایی می کند که کارآفرینی مولد را ترویج دهند. شاخص کارآفرینی جهانی GEI برای کمک به دولت ها در جهت توسعه کارآفرینی پایدار طراحی شده است.روش GEDI اطلاعات مربوط به نگرش ها، توانایی ها و آرزوهای کارآفرینان محلی را جمع آوری می کند و سپس آن ها را در مقابل زیرساخت های اجتماعی و اقتصادی غالب شامل جنبه هایی مانند اتصال پهنای باند و ارتباطات حمل و نقل به بازارهای خارجی، قرار می دهد. این فرایند ۱۴ نشانگر را ایجاد می کند که GEDI برای سنجش سلامت اکوسیستم منطقه ای استفاده می کند.

شاخص مدیریت کسب وکار

یک معیار قابل اندازه گیری است که برای پیگیری و ارزیابی فرایندهای خاص کسب و کار به کار گرفته می شود. حیاتی است که به این امر توجه شود که شاخص های کسب و کار باید به مخاطبان کلیدی پیرامون یک کسب و کار مانند سرمایه گذاران، مشتریان و انواع مختلف کارمندان مثل مدیران بپردازند. هر بخشی از کسب و کار شاخص های خاص خود را دارد که باید تحت نظارت قرار بگیرد، بازاریابان آمار کمپین و برنامه ها را دنبال میکنند، تیم فروش فرصتهای جدید را بررسی میکند و رهبران و مدیران اجرایی به دنبال تصویر کلی شاخص های مالی هستند. برای موثر واقع شدن، شاخص های کسب وکار باید با بنچ مارک های تثبیت شده یا اهداف کسب و کار مقایسه شوند. این امر مفاهیم ارزشمندی برای مقادیر مورد استفاده در شاخص فراهم کرده و به کاربران کسب و کار این امکان را می دهد که بهتر بر مبنای اطلاعاتی که مشاهده میکنند عمل کنند.

مدیریت کسب وکار

مدیریت ارشد کسب و کار مخفف عبارت درجهٔ کارشناسی ارشد در رشته مدیریت و اعلی درجه (علمی (مدرک حرفه ای در رشته تجارت است. از اوایل قرن بیستم سازمانهای سنجش بین‌المللی برای ارزیابی ارزش این دوره ها وجود دارد. این دوره برای اولین بار در اواخر قرن نوزدهم در آمریکا طرح‌ریزی شد که حاصل صنعتی شدن این کشور و رویکرد علمی به مدیریت بود. دوره‌های مدیریت ارشد کسب و کار به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌شوند تا دانشجویان را با جنبه‌های مختلف مدیریت یک کسب و کار همچون حسابداری، بازاریابی، منابع انسانی، مدیریت عملیات، مدیریت تبلیغات و برنامه‌ریزی استراتژیک آشنا سازند. بیشتر دانشجویان مدیریت ارشد کسب و کار  یک زمینه تخصصی را برای مطالعه و تحصیل انتخاب می‌کنند و تقریباً یک سوم از واحدهای تحصیلی خود را در این زمینه برمی‌گزینند. برای مثال، دانشجویانی که گرایش بازاریابی را انتخاب می‌کنند دوره‌های ویژه‌ای را که بر روی بازاریابی دیجیتال یا بازاریابی بین‌المللی تمرکز دارد برمی‌گزینند. موسسات و آموزشگاه‌های بازرگانی در حال حاضر مدیریت ارشد کسب و کار  را در دوره‌های آموزشی تمام وقت، پاره وقت، کاربردی و از راه دور ارایه می‌دهند. مدیریت راهبردی کسب و کاریا به اختصار گنجینه است حاوی دانش و مهارتهای جدید و کاربردی مدیریت  برای حل مسائل و چالش های  مدیریتی که به انسان دیدی برتر نسبت به مدیریت اعطا می نماید.

کارآفرینی وایجاد اشتغال

کارآفرینی و ایجاد اشتغال بیش از هرچیز به میزان و نحوه سرمایه گذاري در آموزش عالی، تحقیق و توسعهء و فضاي کسب و کار یک کشور بستگی دارد. فضاي کسب و کار به عنوان چارچوبی متشکل از نهادهاي کارآمد(مالی، قضایی، اداري و اجتماعی)، قوانین و مقررات شفاف و باثبات وسیاستگذاري مناسب دولت، بستر لازم براي رشد پایدار اقتصادي، توسعه سرمایه گذاري، کارآفرینی و کاهش نگرانی و عدم اطمینان نسبت به آینده راتا سطح قابل تحمل براي فعالان اقتصادي فراهم می کند.از این رو مقاله حاضر در ابتدا به بررسی رابطه بین دانشگاه، کارآفرینی و اشتغال پرداخته وتشریحی از نقش دانشگاه در توسعه کارآفرینی داشته است. و در ادامه شاخص هاي ۱۰ گانه کسب و کار در ایران را از دیدگاه بانک جهانی موردبررسی قرار داده است. و به ارائه مدل مفهومی جدیدي در ارتباط با قواي سه گانه و رابطه آنها با فضاي کسب و کار نموده است. در پایان مقاله، مواردمذکور جمع بندي شده، و ارتباط بین شاخص هاي کسب و کار و توسعه کارآفرینی در دانشگاه ها بیان شده است.

 

توسط | ۱۳۹۶-۱۰-۲۸ ۱۲:۳۰:۰۰ +۰۰:۰۰ دی ۲۳ام, ۱۳۹۶|Uncategorized, کارآفرینی|بدون ديدگاه

در باره نویسنده :

ثبت ديدگاه