tafakor hamgara vagara

آنچه امروزه باعث تمایز افراد در جوامع می شود، به واقع نوع و شکل تفکرات آنهاست، چرا که تفکرات افراد منشاء رفتارها و برخوردهای اجتماعی آنهاست و هر فرد با نوع تفکرات خود، شخصیت کاری و اجتماعی خود را ساخته و به تلاش در چارچوب اعتقادات تفکری خود میپردازد. به عنوان مثال شخصی اینگونه می اندیشد که شوخ طبعی در ارتباط با مردم، باعث ایجاد یک فضای سالم و بدور از تنش خواهد شد و اشخاص در چنین فضایی در آرامش خاطری نسبی قرار خواهند گرفت. در نقطه ی مقابل شخص دیگری چنین می اندیشد که هر چه از ایجاد روابط گرم و صمیمانه جلوگیری بعمل آورد، پیرامونی آکنده از تنش و مشاغل فکری و ذهنی خواهد داشت.لذا آشنایی با عمده تفکرات انسانی می تواند عامل تغییری عمیق و مثبت در شکل زندگی افراد تلقی گردد. هر یک از روش‌های تفکری را می توان متدهایی دانست که به کمک آنها، قسمتی از فرآیند حل مسئله، با موفقیت طی می شود.تفکر را می توان به دو دسته همگرا و واگرا تقسیم نمود :تفکر واگرا به معنای ارائه راه حلهای جدید در حل مسأله است . در تفکر واگرا خلاقیت مطرح است .تفکر همگرا به معنای ارائه راه حلهای قدیمی در برابر یک مسأله است.در سیستم آموزشی ، این دو نوع تفکر را می توان به صورت موازی و از طریق فعالیتهای مختلف ، پرورش داد و لزوماً ، یکی بر دیگری مقدم نیست. معلم می تواند در یک درس ، تفکر همگرا و منطقی را مطرح کند و در دروس، شرایط و فرصتهای یادگیری دیگر ، از تفکر واگرا استفاده نماید و به دنبال تقدم و تأخر نباشد.

تفکر همگرا چیست؟

تفکر همگرا در اصطلاح زمانی به کار می رود که ما برای حل یک مسأله یا مشکل یک راه حل از پیش تعیین شده ارائه می کنیم. درواقع تفکر همگرا همان تفکر منطقی است. نمونه هایی از تفکر همگرا عبارتند از:

  1. پاسخ به سؤال های تستی.
  2. پاسخ به سؤال های حفظی.
  3. به یاد آوردن نام ها، اسامی، اعداد، تصاویر، صداها، …
  4. رو نویسی از یک تکلیف.
  5. پیداکردن جواب های نزدیک به موضوع اصلی.
  6. پیدا کردن راه حل های به هم مرتبط و نزدیک به هم.
  7. پیدا کردن یک یا دو راه حل خاص برای هر مسأله.
  8. نگاه خطی، سیاه و سفید و همه یا هیچ به مسایل زندگی.

تفکری محافظه کار است و مبتنی به روش و قاعده خاصی می باشد.این نوع تفکر قادر است افکار نو را در افکار کهنه بیامیزد ولی به خودی خود قادر به تولید ایده های جدید نمی باشد به عبارتی می تواند به عملکرد نظارت کند . به این گونه که تعیین می کند کدام ایده مناسب است به عبارتی تفکر همگرا از اطلاعات استفاده کرده ، نا مناسب ها را حذف می کند و درست ترین را انتخاب می کند .به عبارت بهتر تفکر همگرا، انتخاب مناسب ترین راه حل مبتنی بر کاربرد دانش و قوانین منطقی به منظور کاستن تعداد راه حل های ممکن و تمرکز روی مناسب ترین راه حل است . ظنوع تفکر همگرا برای رسیدن به پاسخ درست و مشخص نیازمند مهارت قیاس و افزودن است .

تفکر واگرا چیست؟

برخی مسایل در ریاضیات، مهندسی و پزشکی تنها در سطح تفکر همگرا قابل حل هستند، اما بسیاری دیگر از مسایل بخصوص آن هایی که به انسان مربوط می شوند نیاز به تفکر در سطح واگرا دارند.تفکر واگرا به معنی نگاه کردن به یک موضوع از جهات مختلف، دادن پاسخ های غیرمعمول به یک مسأله، محدود نشدن به زمان و مکان و درنظرگرفتن گزینه های متفاوت، جدید و از پیش تعیین نشده برای یک موضوع است. درواقع تفکر واگرا همان تفکر خلاقانه است که ذهن ما را از جهات مختلف به سمت جهان باز می کند. به این ترتیب، بهتر قادریم جهان را از زوایای مختلف کشف و تمام احتمالات را برای حل مسایل زندگی مان در نظر بگیریم. به شخصی این امکان را می دهد که از دایره بسته تجربیات خویشی خارج شده و به فراسوی تجارب خویش بنگرد. در تفکر واگرا پاسخ قطعی وجود ندارد و پاسخ های بسیاری ممکن است وجود داشته باشند و می توان آن را مشابه با تفکر خلاق دانست[۱]. تفکر واگرا عبارت است از مرحله بررسی راه حل های گوناگون که مستلزم به خاطر آوردن راه حل های ممکن یا ابداع راه حل های جدید است، زیرا در این مرحله افکار فرد در جهات متعدد و متنوعی سیر می کند . تفکر واگرا نیازمند رویکرد باز و به دنبال گزینه های متعدد است در جایی که هیچ پاسخ صحیح و روشن وجود ندارد. توان واگرایی را می توان با آزمون هایی که به غلط آزمون خلاقیت خوانده می شود نظیر (برای یک آجر چند کاربرد می توانید فکر کنید) اندازه گرفت و با مهارت در هنرها پیوند داد.

تفاوت تفکر همگرا وتفکر واگرا

تفکر همگرا همان تفکر منطقی است .تفکر همگرا و واگرا با یکدیگر متفاوتند . جهت تفکر همگرا به سمت عرف و عادات جامعه ، راهها و افکار پذیرفته شده است ، ولی تفکر واگرا از عرف و عادات دور می شود و سنت شکن است . در تفکر همگرا ، امور، مربوط به هم در نظر گرفته و امور نامربوط کنار گذاشته می شوند ، ولی در تفکر واگرا، بین امور نامربوط ارتباط برقرار می شود .فردی که دارای تفکر خلاق است ، سعی می کند ، عناصر و اجزاء نامربوط را به هم متصل کند . در تفکر همگرا ، امکان اشتباه نیست و فرد سعی دارد ، از اشتباه پرهیز نماید . در تفکر واگرا و خلاق ، به فرد فرصت اشتباه داده می شود .برای تفکر منطقی و همگرا ، جهت مشخص است اما مسیر خاصی در تفکر وجود ندارد و مقصد مشخص نیست .در سیستم آموزشی ، این دو نوع تفکر را می توان به صورت موازی و از طریق فعالیتهای مختلف ، پرورش داد و لزوماً ، یکی بر دیگری مقدم نیست. معلم می تواند در یک درس ، تفکر همگرا و منطقی را مطرح کند و در دروس، شرایط و فرصتهای یادگیری دیگر ، از تفکر واگرا استفاده نماید و به دنبال تقدم و تأخر نباشد.

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *