شغل مناسب

تیپ های شخصیت مایرز و بریگز  “MBTI “بر اساس تئوری تیپ شناسی کارل یونگ پایه ریزی شده  ودر طی حدود پنجاه سال تحقیق و توسعه امروز به عنوان ابزاری مؤثر برای تعیین تناسب شغل با شاغل، تیم سازی، آسیب شناسی منابع انسانی، توسعه فردی و توسعه ارتباطات مدیران و کارشناسان مورد استفاده قرار می گیرد. این روش در جنگ جهانی دوم برای گروه بندی سربازان به کار برده شد و از آن زمان تا کنون تکامل زیادی پیدا کرده است. به طوریکه اکنون در شرکت ها و سازمان ها سالانه  حدود ۵ میلیون نفر از این تست استفاده می کنند. به دلیل برخورداری از پشتوانه تحقیقات پنجاه ساله برروی ۵ میلیون نفر و ویژگی هایی چون ارزش گذاری نکردن افراد و توجه به تفاوت های آنها به عنوان مزیت و روایی بیش از ۸۰ درصدی آن، معتبرترین ابزار سنجش توانایی ها، گرایشها، مدلهای تصمیم گیری، اقدام و ارتباط است.تیپ شخصیتی افراد ارتباطی با هوش ندارد و نمی توان از روی آن موفقیت اشخاص را پیش بینی نمود، اما می توان درک کرد که چه عواملی به اشخاص انگیزه می دهد. این ترجیحات به تفاوت در یادگیری، برقراری ارتباطات، مدیریت تضاد و روابط منجر می شود.

رضایت شغلی با دانستن تیپ شخصیتی

راز رسیدن به رضایت شغلی، انجام کاری است که از آن بیشترین لذت را می‌برید. تعداد محدودی از انسان های خوشبخت متوجه اینکه از چه کاری خوششان می‌آید می‌شوند. اما عموم ما انسان ها گرفتار این موضوع هستیم که با چه کاری راحت تر انس می گیریم و از انجام آن لذت می‌بریم. اغلب مردم به این موضوع که چه کاری باید انجام دهند زیاد فکر می‌کنند. اما به این توجه نمی‌کنند که چه کسی هستند و چه کاری باید انجام دهند.تا به حال به این فکر کردید اگر بازیکن فوتبال بودید و در هنگام تمرین شوت، اگر با پای موافق به توپ ضربه بزنید سرعت و دقتش بالاتر از ضربه با پای مخالف است. با این مثال تکلیفمان مشخص می‌شود استفاده از پای تخصصی، کار ما را راحت‌تر می‌کند. اگر دقت کرده باشید استفاده از پای غیر تخصصی، نیاز به تلاش فراوان دارد.گفته می‌شود هر چقدر خودمان را بهتر بشناسیم، می‌توانیم بهتر از توانایی‌های خودمان استفاده کرده و زندگی رضایت‌بخش‌تری را تجربه کنیم. یکی از راه‌ها شناخت خود آزمون‌های شخصیت است. آزمون خودشناسی مایرز–بریگز یا همان تست MBTI، یکی از آن تست‌هاییست که به ما ایده‌های جالبی درباره شخصیتمان می‌دهد.‌ ایده اصلی تست MBTI بر اساس روانشناس تحلیلی یونگ است. یونگ معتقد بود دریافت بشر از جهان اطرافش به چهار طریق انجام می‌پذیرد:  حس و شهود، احساس و تفکر. البته بعدها دو جنبه دیگر نیز به این جنبه‌های چهارگانه اضافه شد: قضاوت و دریافت. این ۶ جنبه به اضافه جنبه‌های درونگرایی و برونگرایی، ۱۶ تیپ شخصیتی می‌سازند. نکته‌ی جالب این دسته‌بندی این است که هر کدام از این تیپ‌ها نقاط قوت و ضعف خود را داشته و هیچگونه ارزش‌گذاری در مورد فرد انجام نمی‌دهند. یونگ معتقد بود که بشر برای داشتن روانی سالم باید پذیرای جنبه‌های شخصیتیش باشد.

 شغل مناسب با دانستن تیپ شخصیتی

آشنایی با شخصیت شناسی می تواند برای شما نقش نقشه گنج را داشته باشد. سال ها پیش آقای برایان تریسی در یکی از سخنرانی های خود تعریف جالبی از انسان کرده بود. او می گفت که مغز انسان مانند یک کامپیوتر بسیار پیچیده است. اما مشکل اینجا است که این کامپیوتر دفترچه راهنما ندارد. هر فردی باید با تلاش و کوشش خود کاربرد ها و توانایی های مغز خود را پیدا کند.گفته آقای برایان تریسی چندین سال در ذهن من باقی ماند و همواره تلاش می کردم خودم را بهتر بشناسم. برایم مهم بود که بدانم در چه شغلی مناسب تر عمل می کنم. می خواستم بدانم که اساسا برای چه ساخته شده ام.مشخص کردن تیپ شخصیتی روش های گوناگونی دارد. شرکت در دوره های شخصیت شناسی، مطالعه کتاب های مربوطه و انجام تست های شخصیت شناسی می تواند به شما کمک کند.اغلب مدرسین دوره به شما می گویند که تست زدن بدون شرکت در کارگاه فایده ای ندارد و احتمال اشتباه زیاد است. البته این اساتید از جهاتی درست می گویند. تست های شخصیت شناسی برای افرادی که کاملا مانند ترجیحات خود زندگی و کار می کنند درست است. اما برای کسانی که به دلایل مختلفی مانند تربیت و اجبار خانواده، آموزش های مدرسه و دانشگاه و مهم تر از آن انتخاب شغل های مخالف با ترجیحات اصلی تغییر کرده اند آنها را به اشتباه می اندازد.

تیپ شخصیتی افراد برجسته

روانشناسان می‌گویند ورزشکارها، هنرمندها، تراشکارها و هر شغل دیگری که به ذهن‌تان می‌رسد آدم‌های باهوشی هستند.آنها می‌گویند تست‌های سنتی روان‌شناسی که بهره هوشی (IQ) را می‌سنجند فقط توانایی‌های منطقی ـ ریاضی، زبان‌شناختی و تا حدی عملی ما را می‌سنجند.در صورتی که بسیاری از توانایی‌های دیگر در آدمیزاد وجود دارد که به معنای واقعی نشان‌دهنده هوش است یعنی می‌توانند برای سازگار‌شدن با موقعیت‌های جدید به کار ما بیایند، اما کاملا فراموش شده‌اند. بر همین اساس نظریه‌پرداز جدیدی به نام گاردنر می‌گوید هوش‌های متنوع‌تری در آدمیزاد وجود دارد. هفت نوع هوش در آدمیزاد شناسایی کرده است: ‌زبان‌شناختی، تصویری، موسیقایی، بدنی، منطقی، میان‌فردی و درون‌فردی.گاردنر می‌گوید اگر ما بتوانیم رشته تحصیلی و شغل ‌مان را بر اساس نوع هوش‌مان انتخاب کنیم، رضایت بیشتری از زندگی‌مان خواهیم داشت.اما چطور می‌شود نوع هوش‌مان را تشخیص دهیم و بر اساس آن، چه رشته‌های تحصیلی و شغلی را انتخاب کنیم. سوال واقعی این است. سوالی که بسیاری از ما نمی توانیم به آن به راحتی پاسخ دهیم. ما با یک تمایل به انجام یک شغل خاص به دنیا نیامده ایم و تعدادی از ما سالهاست که درگیر یافتن شغل مناسب مان هستیم.در اینجا ما به شما کمک می کنیم. مرحله اول برای یافتن شغل مناسب شما، بررسی تیپ شخصیتی تان است. پس از آن شما می توانید تصمیم بگیرید که چه شغلی مناسب شما خواهد بود.

مهارت های خاص برای شغل مناسب

همه مشاغل ، هرچه که باشند، انجام آنها نیاز به مهارت های خاصی دارد. چه این مهارت عملی باشد و یا تفکر قوی آکادمیک، برای هر شغل فردی متناسب با ویژگی های آن وجود دارد.همه چیز دست شما است. اگر بخواهید می توانید. اگر بترسید موفق نمی شوید. شغل مناسب شما شغلی است که به انجام آن افتخار کنید. مهم نیست که چه کاری را انجام می دهید. اگر احساس می کنید که با انجام آن انسان مفیدی هستید، شغل مناسب خود را پیدا کرده اید. اگر احساس می کنید که در محل کار خود خوشحال نیستید، لازم است تجدید نظر کنید و شغل مناسب خود را پیدا کنید.من شغل های مختلف را نمی شناسم چگونه شغل مناسب خودم را پیدا کنم.اگر قرار باشد شما برای شناخت شغل های مختلف مدتی در آن شغل مشغول شوید نمی توانید به نتیجه خوبی برسید.علاوه بر آن ما آدم ها موجودات تنوع طلبی هستیم. به خصوص در شرایط زندگی امروز و وجود سیستم های خبری و اطلاع رسانی، خواسته های هر چند سال یک بار بطور کلی عوض می شود.سال ها قبل اگر پدر نجار بود پسرش کارش را ادامه می داد. یعنی پدر همه عمر خود را در کارگاه نجاری سپری می کرد و از کار خود خسته نمی شد. علاوه بر آن کار خود را به فرزندان خود یاد می داد و آنها را نیز به همان حرفه علاقمند می کرد.اما امروزه نیاز های ما فرق کرده است. علاوه بر آنکه ادامه شغل پدر دیگر مرسوم نیست، افراد در دوران کاری خود نیز شغل عوض می کنند.شاید در گذشته نیز افراد از شغل خود ناراضی بودند و شغل خود را دوست نداشتند. اما در آن زمان امکان تغییر شغل به سادگی امروز نبوده است. این درحالی است که پیدا کردن نیاز ها و علاقمندی های شخصی روش هایی دارد که به پیدا کردن شغل مناسب شما کمک می کند.

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *